ادوارد سعيد Edward said :

زندگي و آثار ادوارد سعيد

ادوارد سعيد يکي از بزرگترين انديشمندان قرن بيستم بود که ردپايش را در حوزه هاي گوناگون فکر و انديشه (ادبيات، فلسفه، علوم اجتماعي و ...) به جا گذاشته است.

ادوارد وديع سعيد (۱ نوامبر ۱۹۳۵ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۳)، نظريه‌پرداز ادبي فلسطيني - آمريکايي، منتقد فرهنگي و فعال سياسي فلسطيني است. وي به عنوان يکي از بنيانگذاران نظريهٔ پسااستعماري (به انگليسي: Postcolonial theory) شناخته مي‌شود. در ۱ نوامبر ۱۹۳۵ (ميلادي) در اورشليم (که در آن زمان تحت قيموميت انگليس بود) متولد شد. پدرش يک فلسطيني و مسيحي ثروتمند و تبعهٔ آمريکا بود. وي دانش آموخته دانشگاه پرينستون و دکتراي خود را از دانشگاه هاروارد کسب نمود. ايشان کرسي استادي در دانشگاه کلمبيا را نيز دارا بود. 

 

فهرست آثار منتشر شده از وي به فارسي:

• شرق‌شناسي، ترجمهٔ عبدالرحيم گواهي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي

• فراتر از واپسين آسمان، ترجمهٔ حامد شهيديان، هرمس، (تصاوير از ژان مور)

• نقش روشنفکر، ترجمهٔ حميد عضدانلو، نشر ني

• بي در کجا، خاطرات ادوارد سعيد، ترجمهٔ علي اصغر بهرامي

• اومانيسم و نقد دمکراتيک، ترجمهٔ اکبر افسري، کتاب روشن

 

وي مؤلف حدود بيست کتاب است، از جمله کتابهاي او مي توان از :

هدف و روش (1975)[Begnings: Intention and Method]

شرق شناسي (1978) [orientalism]

مسئله فلسطين (1979)[The Question of palestin]

پوشش خبري اسلام (1980)Covering Islam]]

جهان، متن و منتقد (1983)[The world, The Text, and the critic]

پس از عرش (1986) [After the last sky]،

پروردن موسيقيايي (1991) [Musical Elaborations]

فرهنگ و امپرياليسم (1993)[culture and imperialism]

نقش روشنفکر (1994)[ Representations of the intellectual]

صلح و ناخشنودي هاي آن، مقالاتي دربارهء فلسطين و فرآيند صلح خاورميانه (1996)[Peace and its Discontents: Essays on palestine in the Middle East Process]

و ميان جنگ و صلح (1997) [Entre cuerre et paix] نام برد. 

علاوه بر اينها، سعيد ويراستار مجموعه داستان هاي هنري جيمز 1884-1891 نيز بود و مقالات بسياري در روزنامه ها و مجلات کشورهاي گوناگون به چاپ رساند. وي ويراستار مجموعه کتابهايي تحت عنوان هم گرايي (Convergences) در انتشارات دانشگاه هاروارد بود. در بسياري از دانشگاهها همچون ييل، هاروارد و ... استاد مدعو بوده و در بسياري از دانشگاهها در سراسر دنيا سخنراني کرده است. بخشي از شخصيت او که هرگز جنبه اي بين المللي به خود نگرفت، پيانيست بودنش بود. از منتقدان موسيقي مجله ملت (Nation) نيوز بود و سعي داشت در جهت فعاليتهاي صلح طلبانه اش ارکستري متشکل از مسلمانان و يهوديان تشکيل دهد که اين کار ناتمام ماند.

در بين سالهاي 1977 تا 1991 عضو شوراي ملي فلسطين بود و يکي از رهبران فکري فلسطين به شمار مي رفت. وي عضو افتخاري فرهنگستان هنرها و علوم آمريکا و نيز عضو شوراي روابط خارجي آنجا، عضو انجمن سلطنتي ادبيات و عضو افتخاري کينگز کالج و کمبريج نيز بود. او دريافت کننده جوايز ادبي، سياسي و فرهنگي متعدد بود و در سال 1999 اولين جايزهء اسپينوزا را در هلند دريافت کرد.

به دنبال اطلاعش از بيماري صعب العلاجش در 1991 شرح حال زندگيش را بصورت کتابي با نام «بي جايي» (out of place) در آورد. دليل اين نام عجيب را مي توان در هويت هاي چندگانه سعيد (فلسطيني بودن، آمريکايي بودن، مسيحي بودن و ...) جستجو کرد. هرچند که اين ترکيب هويتي به وي و انديشه هايش غنا بخشيد ولي بصورت دردي در وجود سعيد نهفته بود.

سعيد در کتاب نقش روشنفکر مي گويد: «روشنفکر با داشتن هنر زندگي با هنجارهاي متفاوت، داستاني براي گفتن ندارد بلکه تاثير او فقط نوعي بي ثباتي است، او پديد آورنده ارتعاشاتي ناگهاني است، مردم را تکان مي دهد اما نه مي توان به کمک سوابقش او را تشريح کرد و نه از طريق دوستانش.» (سعيد، 1380؛94)

 

شرق‏شناسي

شرق شناسي مهمترين کتاب ادوارد سعيد است که در سال 1978 انتشار يافت و به بيش از 25 زبان ديگر دنيا ترجمه شد. اين کتاب بيش از هر کتاب انتقادي ديگر در قرن بيستم، توليد کنندهء انديشه هايي جديد در حيطهء ادبيات و فرهنگ است. آنچه شرق شناسي را از ديگر نوشته هاي منتشر شده در اين زمينه متمايز مي کند اين است که سعيد با ياري گرفتن از انديشه هاي متفکراني همچون ميشل فوکو و آنتونيو گرامشي آمريت دانش غرب نسبت به شرق و همچنين قدرتي را که غرب به شرق تحميل کرده است، به چالش مي کشد.»

سعيد در کتاب شرق شناسي خود بر ديدگاه قالبي موجود در مطالعات شرق شناسي و نيز تعريف شرق و شرقيان تأکيد مي ورزد. انسان شرقي همواره موجودي بي منطق، محروم و بطور کلي «متفاوت» بود، حال آنکه انسان اروپايي، فردي منطقي، پخته و «طبيعي و نرمال» به حساب ميآمد. همواره بر اين مطلب تأکيد مي شد که شرقي در دنياي کاملاً متفاوت، اما کاملاً سازمان يافته خاص خويش زندگي ميکند و اين غربيان هستند که به شرق هويت بخشيده اند. دانش مربوط به شرق شناسي از آن روي که از منبع قدرت الهام گرفته است، شرق و شرقي را ايجاد ميکند و دنياي او را معنا مي بخشد. در قرن 19 و 20 ميلادي شرق و همه چيز در داخل آن پست تر از غرب بود و براي تصحيح شرايط خود محتاج به آن. « اگر جوهرهء شرق را تمايز پابرجاي و قلع و قمع ناشدني بين برتري مغرب زمين و حقارت شرق تشکيل ميدهد. در آن صورت بايد خود را آماده کنيم تا ببينيم که اين شرق شناسي، در تحولات و تاريخچهء بعدي خود، اين تمايز را عميقتر و سختتر کرده است.» (سعيد، 1377؛81)

در طي قرون 19 و 20 ميلادي انديشه هاي شرق شناسانه اشکال و صور گوناگوني به خود گرفتند:

1- در اروپا حجم وسيعي از ادبيات مشرق شناسي وجود داشت که از گذشتهء اروپا به ارث رسيده بود. به قول ادگار کوئينه يک رنسانس شرق شناسي صورت گرفته است.

2- شرق شناسي به عنوان يک مجموعهء دانش در غرب، با تجربياتي نظير لشکرکشي ناپلئون به مصر، صورت نو و جديدي به خود گرفت.

3- محدوديتهايي بر تفکر شرق تحميل مي شد. حتي افراد خيالپردازي مانند فلوبر، نروال و اسکات نيز در نوشته هايشان راجع به شرق محدود بودند. زيرا شرق شناسي يک ديد سياسي از واقعيت بود.

«شرق شناسي از آغاز تاريخچهء نوين خود تا حال حاضر، به عنوان شکلي از تفکر براي معامله با خارجي ها به گونة نمونه اي تمايل روي هم رفته تأسف انگيزي از يک دانش بسيار قليل از «شرق» و «غرب» را نشان داده است: اينکه فکر را به سمت محفظه هايي به نام شرق يا غرب کاناليزه کند. از آنجا که اين تمايل در مرکز ارزشها، عملکردها و نظريه هاي شرق شناسي که در غرب يافت مي شوند وجود دارد، لذا اين احساس که قدرت غربي بر شرق فايق است به عنوان امري که واقعيت علمي دارد، پذيرفته شده است.»(سعيد، 1377؛88)

شرق شناسي که تبلوري از دانش غرب در مورد شرق است تبديل به نيرويي مي شود که از سه جهت فشار وارد مي کند: يکي فشار بر شرق، ديگري فشار بر شرق شناسان و آن ديگر بر مصرف کنندگان غربي مطالب شرق شناسي.

«شرق (سرزميني که در سمت مشرق قرار گرفته) براي اينکه در خارج از حدود و ثغور جامعه اروپايي دنياي «ما» ، واقع شده مورد تصحيح قرار گرفته و حتي جريمه هم شده است. بدين ترتيب شرق، شرقي مي شود. جرياني که نه تنها نشانهء آن است که شرق، همچون استاني از قلمرو شرق شناسي است، بلکه همچنين خوانندهء نا آشناي غربي را مجبور مي سازد که مدونات شرق شناسان (مثل: کتاب، الفبايي دوهوبلوت) را نيز به عنوان شرق واقعي بدون چون و چرا بپذيرد.» (سعيد، 1377؛126)

شرق شناسي به منزله جمع کنندهء مطالب شرقي و انتشار منظم آن به صورت يک دانش تخصصي به طور انتظام يافته خود را سازماندهي نمود. همانگونه که ديسراييلي مي گويد، مشرق زمين (شرق) در اواسط قرن نوزدهم، تبديل به يک مشي حرفه اي گرديده بود که در آن، فرد محقق نه تنها به بازسازي و نگهداري شرق مي پرداخت که بلکه اين امر در مورد خود وي نيز صادق بود.

«در آثار هيچ يک از نويسندگاني که دربارهء مشرق زمين مطلب نوشته اند به اندازهء آثار برتون با اين واقعيت رو به رو نيستم که بيان مطالب کلي و تعميمات همگاني دربارهء شرقيان تنها از طريق معرفتي که با زندگي عملي در شرق حاصل مي آيد مقدور است، با ديدن واقعي آنجا به صورت دسته اول رسمي بر ديدن زندگي واقعي مردم مشرق زمين از ديد کسي که در آن غوطه ور گرديده است.» (سعيد، 1377؛354)

پوشش خبري اسلام

پوشش خبري اسلام کتابي است که در آن سعي شده است. ارتباطات موجود ميان جهان اسلام، اعراب و شرق و با جهان غرب، مورد مطالعه قرار دهد. سعيد معتقد است که گروگانگيري سال 1358 در تهران، که در طي آن سفارت آمريکا توسط جمعي از دانشجويان ايراني اشغال شد و 52 تن از کارمندان اين سفارت به گروگان گرفته شدند، پيامد بسيار مهمي به دنبال داشت و آن به وجود آمدن صنعتي بود که توليدات آن اطلاعات درباره تروريسم بود.

پس از اين واقعه رسانه هاي غربي مفهوم اسلام را مترادف با مسائل غيراخلاقي، وحشي گري، بربريت و ضدغربي قرار دادند. تأکيد کتاب پوشش خبري اسلام بر معرفي اسلام در رسانه هاي غربي در زمان گروگانگيري و پس از آن است. اين کتاب را مي توان دنباله «شرق شناسي» و «مسئلهء فلسطين» دانست که به واکنشهاي مغرب زمين در برابر اسلام مي پردازد.

نقش روشنفکر

کتاب «نقش روشنفکر سعيد، ديدگاههاي وي را راجع به روشنفکر و وظايفش بيان مي کند. وي در اين کتاب از زندگي و نوشته هاي انديشمنداني همچون ژان پل سارتر، گرامشي، فوکو، آدورنو و ... مدد مي گيرد. در اين کتاب سعيد به تحليل برخي از شخصيت هاي رمان هاي مشهور اين دوران مانند «بازاروف، در کتاب پدران و پسران، «استيون ددالوس» در رمان« تصوير هنرمند در جواني»، مي پردازد و نيز اتفاقاتي در جهان سياست را که به کمک مي طلبد مانند: مبارزات فلسطينيان عليه اسرائيل، جنگ خليج فارس و ...

فرهنگ و امپرياليسم

سعيد در اين کتاب از رمان‏هاي غربي سود جسته است زيرا وي معتقد است که رمان‏هاي بزرگ در شکل دادن به ايستارها و تجربيات امپراطوري داراي اهميت بوده است. رمان "روبينسون کروزونه" "آرزوهاي بزرگ" و ... نمونه‏هايي از اين رمان‏ها هستند. از ديد او ”قدرت پرداخت داستان يا قدرت مانع شدن از اينکه داستاني شکل بگيرد، براي امپراطوري و فرهنگ امر بسيار مهمي است و يکي از راههاي اصلي ارتباط ميان اين دو مي‏باشد." (سعيد، 1382؛ 17)"

محمد جواد رمضانی