علل گرايش به مد در ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
علل گرايش به مد در ايران
محمد جواد رمضاني
در هر قرن دنيا رنگي تازه و نو به خود گرفته و به گونه اي جديد، خود نمايي مي كند. انسان، فرزند بالغ و رشيد طبيعت، با علم وعقل كه جانشين غريزه شده است و با تحولات به وجود آمده روبرو مي شود. در قرن حاضر زندگي بشر از نظام سنتي كشاورزي به جامعه اي مبتني بر فناوريهاي نوين وپيشرفته تبديل شده و همراه خود آداب وسنن و اصول اخلاقي را نيز تحت تاثير قرار داده است. پيشرفت جامعه صنعتي ودنياي ماشيني رفاه وآسايش ولذت فراواني را به ارمغان آورده وآنگاه كه انسان به حضور محصولات جديد عادت كرد وآنها را از ضروريات زندگي روزمره خويش تلقي نمود، نوبت به ايجاد تنوع وابداع شكل ها و رنگ هاي جديد وتازه، سر انجام به ظهور پديده اي به نام مد منتهي گشت امری که امروزه در جوامع و در میان توده مردم می تواند نقش یک رسانه داشته باشد و مورد توجه قرار گیرد. زیرا جوانان توسط مدگرايي پيام خود را به جامعه مي دهند. مد از نظر آماری به شاخصی که بیشترین فراوانی را داشته باشد می گویند و بیانگر آنست که اکثریت در کدام طبقه هستند. اما مد، یا به اصطلاح "fashion" در جامعه چه معنایی می تواند داشته باشد؟
به نظر برخي از كارشناسان امور اجتماعي مد بازتاب وانعكاس لايه هاي زيرين فرهنگي جامعه است. يعني وقتي فرهنگ جامعه از يك عمق وغنايي برخوردار باشد و از يك دست مايه هاي فلسفي بهره برد، بازتاب وانعكاس آن در روبناي جامعه به صورت مد تجلي پيدا مي كند. طبق نظريه "جرج سيمل"، مد همان تغيير غير متمركز جنبه هاي فرهنگي زندگي است و از يك تنش اساسي و پايه اي در وضعيت اجتماعي انسان ها ناشي مي شود. پس در واقع مد وپديده هاي نو هيچگاه به وجود نمي آيند و حتما از ريشه خاصي نشات گرفته كه آن در مباني فلسفي جامعه وجود دارد وبه عمق ولايه هاي زيرين جامعه بر مي گردد. علي گرانمايه پور، استاد دانشگاه و كارشناس علوم ارتباطات در تعريف مد مي گويد: مد نمادي از وضعيت فرهنگي واجتماعي يك جامعه و نمادي از برداشت و ديدگاه مردم نسبت به اين وضعيت است. البته مد گاهي جعلي است. اگر مد تقليد آگاهانه و يا جاهلانه از گزاره هاي مربوط به مباني فكري و فرهنگي جامعه ديگري باشد، جعلي است و نوعي حر كت تقليدي شمرده مي شود.
از يك طرف هر كدام از ما تمايل داريم از ديگران تقليد كنيم و از طرف ديگر دوست داريم نسب به ديگران متفاوت باشيم. طبيعي است كه بعضي از مابيشتر تمايل داريم از ديگران تقليد كنيم و در اصل به متحد الشكل شدن و يا وفق دادن خود با ديگران اهميت زيادي مي دهيم در حالي كه بعضي ديگر دوست دارند از بقيه افراد متمايز باشند و به عبارتي مايلند با ديگران تطابق نداشته و مجزا از سايرين به حساب بيايند. جريان مد به هر دوي اين تمايلات توجه مي كند و براي اين كه بتواند خوب كار كند بايد دل هر دو گروه را به دست آورد. "سيمل" كه نظريات او درباره مد همچنان مورد استفاده قرار مي گيرد معتقد است هر دوي اين تمايلات افراطي به ماهيت انسان بر مي گردد. انسان ها از يك طرف دوست دارند عين همسايه خود عمل كنند و از طرف ديگر از او متمايز باشند. چشم به زندگي ديگران دوخته اند تا مثل آن ها عمل كنند و از طرفی مايلند نسبت به همان آدم ها تفاوت داشته باشند و همين مسأله است كه بحث مد و مدگرايي را مطرح كرده است.
مد يكي از راه هاي مختلف زندگي است كه ما به كمك آن مي خواهيم خود را در جامعه و فعاليت هاي اجتماعي وارد كرده و با همگوني با ساير انسان هاي اطرافمان به سمت يك زندگي اجتماعي حركت كنيم ضمن اين كه دراوج اين همگوني دوست داريم كه از آن ها متمايز هم باشيم. يعني دو نيروي مخالف در زندگي ما مدام كشمكش ايجاد مي كنند: نيروي اجتماعي زندگي كردن و نيروي غير اجتماعي بودن، كه البته در اكثر مواقع بين اين دو نيرو تعادلي وجود ندارد و مشكلات از همين جا شروع مي شود . در اصل مد همان تأثير اين دو نيروي متضاد در درون انسان هاست اما مد و مدگرايي تا به حال تنها در يكي از قطب هاي مخالف عمل كرده و به عبارتي هميشه به نحوي وارد عمل شده است كه فقط يكي از اين دو سر طيف مطرح شده و ديگري سركوب شده اند. فرد مدگرا يا مدام خود را شبيه ديگران در مي آورد يا تمام سعي و تلاش او آن است كه با ديگران فرق داشته باشد. در حقیقت وقتي مد جديد گسترش پيدا مي كند بتدريج افت كرده و به پايين ترين حد خود مي رسد؛ علت آن است كه هر لحظه تعداد بيشتري از افراد از آن پيروي مي كنند و بعد از مدتي ديگر مد مورد نظر به صورت يك امر عادي در مي آيد كه تنوع قبلي را ندارد.
پیروی از مد مستقیما به سطح در آمد، فرهنگ، ونوجویی جوامع بر می گردد همچنان که کشورهای آمریکایی جنوبی یا هندوستان دنباله رو مد نیستند . مد با سن و جنس رابطه مستقیم دارد ، به طوری که جوانان و ودختران بیشتر دنباله رو مد هستند.
اكثر مردم مد را بامدل هاي لباس، كفش وآرايش مي شناسند. اما مد گاهي از دريچه ديگري خودنمايي مي كند. زماني كتابهاي پائولو كوئيلو و جبران خليل جبران دست به دست مي شوند، كتاب فروشي ها از زمين تا سقف پر مي شود از كتاب هاي روانشناسي و اصول ارتباطات انساني و آنتوني را بينز، وين داير و تنسي ويليامز دوستان نزديك ما مي شوند.گاهي هم مد از دريچه بروز استعدادها، پيشرفت و تلاش ظاهر مي شود و عده زيادي به سمت فوتبال، شنا، بازيگري، گريم، گيتار، ارگ و ... گرايش پيدا مي كنند. ولي مد معمولا در بخش پوشاك و تجملات ظاهري كاربرد دارد. اما گاهي كتاب خواندن، گيتار زدن و ... در جامعه باب مي شود كه آن هم نوعي مد است، حتي گاهي خوردن برخي غذاها مد مي شود.جامعه شناس ديگري معتقد است: هر پديده اي كه در جامعه مورد استقبال قرار گيرد نوعي مد است.
با وجود گستردگي تعريف مد و بي حد و مرز بودن آن، آيا مد پديده اي ناپسند و مدگرايي رفتاري نامعقول است؟ مسلما هراتفاق و حركتي كه به پيشرفت فرد و گسترش ديدگاه هاي او كمك كند، خوب ، مفيد و پسنديده است.
دانستیم که پدیده مد گرایی و گرایش به تنوع طلبی یک نیاز فطری انسان است که همواره در ذات خود آن را داشته است. اما عقیده به اینکه انسان باید خود را همرنگ جماعت کند و ترس از اینکه مبادا در انزوا قرار گیرد از کجا ناشی می شود؟ مد اجتماعی، گذشته را مضحک، آینده را ناممکن و زمان حال را عین واقعیت می داند.
هر جامعه بر اساس فرهنگ و حکومتش دارای طبقات مختلفی است. افراد خواه نا خواه خود را در یکی از این طبقات اجتماعی قرار می دهند و احیاناً سعی می کنند تا خود را به طبقات بالاتر برسانند. پس بدیهی است که مثلا وقتی یک خانواده متوسط می خواهد خود را به خانواده ای در طبقه مرفه و سرمایه دار برساند، باید نوعی منش و رفتار آن موقعیت اجتماعی را نیز داشته باشد. لذا تقلید از آداب و رسوم گرفته تا نوع پوشش و نحوه حرف زدن، آغاز می شود. کشورهای غربی نیز این واقعیت را به درستی و زیرکی دریافته اند، لذا با قدرت تبلیغاتی که دارند سعی دارند تا دیگر ملتها را که به مثابه "جهان سوم و در حال توسعه" فرض کرده اند، به خود نزدیک کنند. اما در این بین طبقات پایین تر یا به عبارتی همان کشورهای در حال توسعه نه تنها به طبقه بالاتر نمی رسند بلکه روز به روز به آنان وابسته تر می شوند. در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) داریم که هر کس خود را شبیه به کسی کند، از آنان است. این حدیث گهربار می رساند که کشورهای استعماری چرا دوست دارند تا ما را شبیه خود کنند و آداب و رسوم و منش خود را به ما تحمیل می کنند.
گروه هدف و كساني كه از مد نان مي خورند اقشاري از جامعه هستند كه بيشتر در چشم هستند. اين كار دو دليل دارد اول اين كه گروه هاي پايين جامعه چندان نمي توانند از مد پيروي كنند، دوم اين كه گروههاي طبقاتي ثروتمند جزو افرادي هستند كه هميشه اكثر چشم ها به آن ها دوخته شده و همه مي خواهند شبيه آن ها باشند. به عبارتي مد در ابتدا براي گروه هاي برتر اجتماعي در نظر گرفته مي شود تا مابقي افراد ازآن ها تقليد كنند و در اين ميان افرادي كه در اين كار فعاليت مي كنند در آمد كسب كنند. يكي از معايب مد دقيقاً از همين مسأله ناشي مي شود زيرا مد باعث ايجاد طبقه بندي غيرمنطقي و نا معقول جامعه مي شود. بعضي افراد جزو گروه هاي پايين در نظر گرفته مي شوند كه بايد عيناً از گروه هاي برتر اهل مد پيروي كنند و اين مسأله هيچ وقت برعكس نمي شود.
مد باعث بروز اختلاف طبقات جامعه به صورت ناعادلانه مي شود و خود اين طبقه بندي باعث به حركت در آمدن بيشتر جريان مد مي شود. به عنوان مثال فرض كنيد دختران طبقه بالاي اجتماعي در يك جامعه لباسي را كه بتازگي طراحي شده بپوشند بزودي دختران طبقات پايين تر اجتماعي كه آرزوي پوشيدن آن لباس را دارند طالب آن لباس مي شوند و اين تقاضا باعث مي شود بازار و توليدكنندگان، لباس مورد نظر را با قيمت هاي پايين تري وارد بازار كنند تا مابقي افراد هم قدرت خريد آن را داشته باشند و در كل فروش آن ها بيشتر شود. بعد از مدتي همه طبقات اين لباس را مي توانند تهيه كنند و ديگر لباس مورد نظر براي طبقه بالا يك امتياز منحصر به فرد تلقي نمي شود در نتيجه آن ها دنبال يك لباس جديد مي گردند تا دوباره از سايرين متمايز شوند و مد جديد مطرح مي شود اين مد جديد، فروش جديد و در آمد هاي سرشار تازه را درپی خواهد داشت. اين چرخه همچنان ادامه پيدا مي كند و در نتيجه مدگرايان هيچ وقت با ركود يا مشكلاتي از قبيل فروش وسايل و لباس ها مواجه نمي شوند زيرا افراد ظاهر بين جامعه نمي گذارند آب در دل آن ها تكان بخورد.
افلاطون جامعه را به سه طبقه تقسیم کرده است که در شکل زیر نشان داده شده است.
عقـل
اراده
شهـوانیات
آنچه را که افلاطون از جامعه ارائه می دهد، در واقع همان قوه های نفسانی انسان است. انسان دارای عقل و تفکر است و بر اساس آن باید برنامه خود را مشخص کند و با اراده می تواند آن برنامه را به فعلیت برساند. انجام تمام این برنامه ها بر اساس شهوت یا به عبارتی نیازهای انسان است. شهوت به معنای اعم کلمه که شامل نیازهای اولیه انسان مثل خوراک و پوشاک و نیازهای معنوی مثل علم و حکم مد نظر می باشد. لذا ابن عقلا هستند که برای عامه مردم تصمیم می گیرند و این تصمیم بر اساس نیاز مردم می باشد.
گفتیم که انسانها تمایل دارند که در اجتماع زندگی کنند و همچنین مایلند که درگروههای مختلف شرکت کنند و لازمه اینکه یک گروه شکل گیرد، اینست که افراد گروه حداقل یک ویژگی مشترک داشته باشند. اعضای گروه سعی می کنند تا روابط خود را صمیمی تر کنند و بعضاً از یکدیگر الگو پذیری کنند. این رابطه حتی بین گروه ها نیز بر قرار است. لذا بحث تقلید پیش می آید و اینکه اعضای گروه سعی دارند که خود را از نظر ظاهر نیز شبیه یکدیگر کنند. علت اینکه گروههای زیادی در کشوری مثل امریکا شکل می گیرد، نظیر پانگ، هوی متال و غیره و هواداران نیز به یک شکل و شمایل ظاهر می شوند همین است. افرادی که وارد این گروهها شده اند، خود را یک سر وگردن بالاتر از کسانی که هنوز وارد گروه نشده اند می دانند. حال اگر اعضای این گروه دارای یک ویژگی و ایدئولوژی باشند که بر اساس آن حتی نوع پوشش خود را تعیین کنند، قطعاً پذیرفتن نوع لباس آنان سریعتر و عاقلانه تر خواهد شد. اما اینکه جوانانی در سایر کشورها مثل ایران بدون اینکه عقاید و نظرات طرف مقابل را بدانند و اساساً فلسفه و شعار گروهی مورد تقلید را بشناسند، به تقلید از آنان، لباس و پوشش خود را انتخاب کنند، جای بحث دارد. دكتر قرايي مقدم مي گويد: مدگرايي بدون تفكر و منطق اشتباه است و مدگرايي احساسي و لجام گسيخته، هويت ما را از بين مي برد. جالب است بدانید كه پيروي دائمي از مد حس حسادت افراد را تحريك و تا حدي تقويت مي كند. وقتي مد محور اصلي زندگي فرد باشد تمام مدت به زندگي ديگران چشم دوخته است تا وسائل جديد را شناخته و تهيه كند و اگر اين امكان برايش فراهم نشود مشغوليت ذهني شديدي پيدا مي كند و اين حس حسادت امان او را مي برد بخصوص كه جريان مد و تغييرات آن بسيار سريع و كوتاه مدت است و اين فواصل كم باعث ايجاد فشار مالي و ذهني زياد به فرد مي شود.
یک از علل آن شاید تبلیغات نارسا باشد. یعنی استفاده از رسانه های جمعی مثل تلویزیون که این گروه ها را با لباسهای مخصوصشان نمایش می دهد و در مورد عقایدشان چیزی نمی گوید. جامعه شناسان، بيكاري و نبود سرگرمي هاي مفيد را در گرايش به مد موثر مي دانند. برخي نيز افراط در گرايش به مد را ناشي از بي هويتي و عدم درك درست از پيشينه تاريخي و مذهبي كشورمان مي دانند.
مد در بين اقشار كم درآمد، نوعي تقليد است كه بيشتر نشانه احساس فقر و كمبود است. پس ميزان درآمد را مي توان يک شاخص براي گرايش به مد در نظر گرفت. استفاده از مدهاي متعدد و تغييرات وسيع با وضعيت درآمد و اشتغال جوانان ما متناسب نيست. پس اقتصاد نمي تواند يک عامل اصلي باشد و تنها به عنوان يک عامل جانبي اثرگذار خواهد بود.
آیا برای شما این سوال پیش آمده است که چرا در بین مردم و بخصوص جوانان یک لباس و رنگ خاص شیوع پیدا می کند؟ مد مخصوص افراد نوگرا و نوجو است نسل جوان معمولا نوگرا هستند، عقايد نو را می پذیرند و پيروي مي كنند و هر چه سن بالا مي رود، دامنه مدگرايي هم كم مي شود.
توليدكنندگان خبر ندارند. مصر ف كنندگان هم نمي دانند اما عيد که مي شود رنگ سال و مد سال مشخص مي شود و مغازه ها پر از يك مدل خاص مي شود. مي گويند مدها از آن سوي آب ها مي آيد اما جالب اينكه مقنعه و مانتو خاص كشور خودمان است .وقتي يك رنگ يا مدل خاص مد مي شود، همه بوتيك هاي شهر همان مدل را عرضه مي كنند. از بالاي شهر تا پايين شهر از شرق تا غرب، پشت ويترين همه بوتيك ها همان مدل ديده مي شود. چطور اين اتفاق مي افتد آيا همه توليد كنندگان و بوتيك دارها باهم همفكري مي كنند و تصميم مي گيرند كه خانم ها و آقايان در اين فصل چه رنگ و چه مدلي بپوشند؟ در اين بين طرفداران مد هر روز بيشتر مي شوند، بدون آنكه دقيقا بدانند اين مدها از كجا مي آيد و اصلا مد چيست؟ اولين آسيب اجتماعي مدگرايي، بيگانه شدن فرد با فرهنگ خود است. همچنين مردم و مذهبيون به كساني كه از مد پيروي مي كنند، برچسب هاي زشت مي زنند و این دقیقاً همان چیزی است که ما اصطلاحاً آن را تهاجم فرهنگی می نامیم.
اما چگونه مد و تقليد از لباسها و زندگي غربي به ايران وارد شد؟ "علي گرانمايه پور" درباره تاريخچه مد در ايران مي گويد: تاريخچه مد در ايران به دربار قاجارها مي رسد. البته در آن زمان مدهاي اروپا به خصوص فرانسه فقط در دربار مشاهده مي شد اما در دوره رضا خان تجدد و مدگرايي به مردم عادي هم تسري پيدا كرد و با ايجاد مغازه هاي خيابان جمهوري و شكل گيري طبقه متوسط ايراني بحث مد داغ تر شد و هيپي گري اولين مدي بود كه جوانان ايراني از غرب اقتباس كردند.
از دوره كلاه شاپو، موي بريانتين زده و سبيل داگلاسي تا خط ريش سوزني و ريش لنگري راه درازي در عرصه مد و عرضه كالاهاي زيبايي، آرايشي و بهداشتي طي شده است.براساس اطلاعات موجود در ايران، آقايان پيشگامان مدگرايي بوده اند، آنها كه در دوران قاجار و سال هاي اوليه حكومت رضاخان مجال بيشتري براي استفاده از مدل هاي غربي و آراستن ظاهر خود داشتند، در سال هاي بعد كم كم عرصه را به خانم ها واگذار كردند.
رونق گرفتن تجارت فرا مرزي، افزايش توليد و خدمات، افزايش تقاضاي مصرف كنندگان و به وجود آمدن رفاه نسبي در زندگي طبقه متوسط، انسان ها را به سوي ظاهر آراسته و توجه بيشتر به ظواهر زندگي سوق داد. در عصر ارتباطات و رسانه هاي برون مرزي، دنياي بي انتهاي تبليغات، چرخه توليد و مصرف را چنان گسترش داده است كه به دنبال آن خيابان هاي تهران پر مي شود از لباس هاي زرد، سبز، نارنجي و قرمز، كفش هاي هري پاتري، شلوارهاي كوتاه، كركره اي گت، مانتوهاي آستين كوتاه، بلوزهاي تنگ، موي تن تني و تيفوسي، رنگ موهاي فانتزي، هايلايت هاي ببر جنگل، پلنگ وحشي و قوس وقزح.
از نتايج مستقيم روي آوردن به مد و به مد وابسته شدن، گرايش به تجمل گرايي است. اين تجمل گرايي نيز در اقتصاد ما تاثيرات مخربي خواهد داشت. در اين زمينه يک مرکز نظر سنجي و افکار عمومي، با ارائه پرسشنامه اي از مردم در اين زمينه نظرسنجي کرده است که خلاصه اي از چند سوال آن را در ذيل مي آوريم:
"يكشنبه، 3 شهريور، 1381
ارزيابي شهروندان ايراني از پديده تجمل گرايي
افكار سنجي دانشجويان ايران وابسته به معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي ، طرح ” ارزيابي شهروندان تهراني از پديده تجمل گرايي “ در تاريخ 29 خرداد ماه و با جامعه آماري شهروندان بالاي 18 سال شهر تهران اجراء شد. اين طرح با نمونه اي به حجم 1000 نفر كه به شيوه خوشه اي چند مرحلهاي انتخاب شده بودند به اجراء در آمد. در اين طرح پديده تجملگرايي از جنبه ها و ابعاد مختلفي سنجيده شد، كه در ذيل به اهم نتايج بدست آمده از اين طرح اشاره مي گردد.
1) در زمينه ميزان رواج تجمل گرايي در سطح جامعه،2) 1/77 درصد رواج اين پديده را زياد ،3) 4/17 درصد متوسط و 8/3 درصد پاسخگويان نيز ميزان رواج اين پديده را كم مي دانستند.
4) 3/48 درصد پاسخگويان تجمل گرايي را يك مسئله مهم و منفي ارزيابي مي كنند. در عين حال 3/35 درصد شهروندان آنرا يك امر طبيعي و 3/12 درصد نيز مسئله اي غير مهم تلقي مي نمايند.
5) 3/85 درصد پاسخگويان بر اين باور هستند كه تجمل گرايي نسبت به ده سال گذشته بيشتر شده است. در عين حال 7/7 درصد پاسخگويان معتقدند كه تجمل گرايي نسبت به ده سال گذشته كمتر شده است و 1/5 درصد نيز معتقدند كه ميزان رواج اين پديده در طول اين مدت تفاوتي نكرده است.
6) 2/66 درصد شهروندان بر اين باور هستند كه تجمل گرايي در ميان مسئولين مملكت به ميزان زيادي رواج دارد. در عين حال 1/18 درصد شهروندان ميزان رواج اين پديده ميان مسئولين را متوسط و 3/9 درصدكم ارزيابي نموده اند.
7) در اين مورد كه ميزان تجمل گرايي ميان مسئولين مملكت نسبت به ده سال گذشته چه تفاوتي كرده است.5/76 درصد معتقدند كه تجمل گرايي بيشتر شده ،8) 9/4 درصد معتقدند كه كاهش يافته و 4/8 درصد نيز بر اين باورند كه ميزان تجمل9) گرايي ميان مسئولين مملكت نسبت به ده سال گذشته تفاوتي نكرده است. "
در مورد مد معمولاً قضاوت هاي عجولانه اي صورت می گیرد كه صحيح نيست. دراصل، ماهيت وجود مد و تغيير و تنوع اصلاً اشتباه نيست. خداوند حس زيبايي دوستي را در سرشت ما قرار داده است بنابراين تمامي خصوصيات ذاتي انسان ها ماهيت خوبي دارند و استفاده ناصحيح از اين خصوصيات است كه جلوهی بدي پيدا مي كند. به طور مثال ثروت و تمكن مالي از نظر ثروت و نحوه صرف آن بسيار مهم است اگر براي مصارف پيش پا افتاده خرج شود عملاً هدر دادن نعمتي است كه به انسان تعلق گرفته و اگر صحيح به كار رود ما را در رسيدن به اهداف بزرگ تر كمك خواهد كرد.
برای اینکه بخواهیم با پدیده مدگرایی و به تبع آن تجمل گرایی مبارزه کنیم و حداقل یک الگوی مناسبی برای آن ارائه دهیم، باید در افکار عمومی مردم تغییر ایجاد کنیم. افکار عمومی مظهر عقلانیت یک جامعه است و برای تغییر آن باید یک کار کارشناسی دقیق انجام داد. شاید یکی از عللی که برخی به سراغ مد می روند و پیوسته دنبال آنند که جدید ترین اقلام وارده را وارد زندگی خود کنند، ترس از این است که مبادا دیگران به آنان برچسب عقب ماندگی و غیر مدرن زندگی کردن بزنند. این پدیده با نام تفکر قالبی شناخته می شود که به قضاوتهای غیر علمی می گویند. "انسانها به صاعقه تنبلی در اندیشیدن مبتلا هستند و دست بدامان تفکر قالبی می زنند" که این نوع تفکر قالبی در جوامع سنتی بسیار رواج دارد. تفکر قالبی بادوام است و در پس زمینه اعتقادی مردم بسیار رواج دارد. این تفکر قالبی، ادراکات و تفکرات منطقی انسان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد و اشدّ پیش داوریهای فرهنگی است و منجر به عدم انسجام در جامعه می شود. با این اوصاف می بینید که تغییر یک سنت و عقیده در مردم بسیار مشکل است و نیاز به یک برنامه طولانی مدت دارد.
دو راهکار برای مبارزه یا کنترل مدگرایی در جامعه داریم. اول از طریق متقاعد سازی و دوم، ارائه مد متناسب با فرهنگ خود که حامل معناهای ارزشی ما باشد.
شاید یکی از قدیمی ترین راه های اقناع مردم در ایران، توسط حوزه های علمیه و روحانیان انجام می شده است. نماز جمعه به خصوص می تواند یکی از همین رسانه های باشد که نقش بسزایی را به نسبت جمعیتی که در آن حاضر می شوند، ایفا می کند. سخنان یکی از خطیبان نماز جمعه اینگونه بود: " 29/1/82. نماز جمعه اين هفته در جزيره قشم به امامت حجهالاسلام عبادي در مصلاي قشم برگزار شد. خطيب جمعه در ادامه بحث از امر به معروف و نهي از منكر به عوامل گرايش به منكرات پرداخت و گفت: گرايش به الگوهاي كاذب از جمله عوامل گرايش به منكرات از جمله مد گرايي است. وي با تبيين مد گرايي مثبت و منفي به ريشههاي مدگرايي منفي پرداخت و گفت: جهل، ضعف ارزشهاي معنوي، خود باختگي و تقليد كور، وجود رذائل اخلاقي چون فخر فروشي، خود نمايي، خود كم بيني، از جمله ريشههاي مادگرايي منفي است. وي سپس با تشريح ديدگاه اسلام در خصوص حفظ چارچوبهاي شرعي در زمينه تجمل و خود آرايي جامعه را به حفظ هويت ديني خود دعوت نمود و نسبت به خطر تهاجم فرهنگي غرب و مسخ هويت ديني و ملي مردم از طريق اينترنت، ماهواره، تبليغات رسانهاي و ارائه اقلام ضد فرهنگي هشدار داد." (به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه قشم). اما امروزه ثابت شده است که عملیات اقناع و تاثیر گذاری وقتی مفیدتر خواهد بود که تعامل دو طرفه باشد. یعنی از هر دو جناح موافق و مخالف، نظر خواهی شود و در این بین هر یک ادله خود را ارائه دهند و به بیان دیدگاههای خود بپردازند. تا سرانجام و در طی مدت این باور در مردم تقویت شود و به نوعی هنجار در جامعه تبدیل گردد.
شايد در جامعه ما نتوان مد را كنترل كرد، اما مي توان با آموزش هاي علمي و رفتاري به جوانان ياد داد كه اين نوع مدگرايي، خود باختگي است. جوانان ما بايد با هويت ديني وملي كشورشان آشنا شوند. اين آموزش بايد از مدرسه و كتب درسي آغاز شود و با رسانه هاي جمعي ادامه پيدا كند.در حالي كه در كتابهاي درسي ما، هيچ صحبتي از هويت ملي و ديني ما نيست و اين آموزش ها كمكي به خود اتكايي جوانان نمي كند.
آگاهي، دانش، علم گرايي و فرهنگ گرايي مجهز كنيم درغير اين صورت هر واكنشي مانند آب در هاون كوبيدن است. اين استاد دانشگاه مي گويد: جوان وقتي خود را نمي بازد كه خود و مملكتش را صاحب هويت و تاريخ بداند و باور كند.
"گرانمايه پور درباره اثرات منفي تبليغات تلويزيوني در سريال ها و آگهي هاي بازرگاني مي گويد:رسانه ملي ما بايد تكليفش را با جامعه و مخاطبانش روشن كند، اگر قرار است كالايي تبليغ شود بايد آشكار و مستقيم باشد، اين شيوه تبليغات غير مستقيم كه در سريال هاي تلويزيوني ارايه مي شود مانند تبليغات سياسي است و تاثير غير مستقيم بر افكار عمومي مي گذارد" (سايت اينترنتي روزنامه همشهري، تاريخ دستيابي: 9/10/83)
اما در بخش دوم عمليات مبارزه با خودباختگي فرهنگي بوسيله پديده مد، بايد خود الگوي مناسبي براي نسل جوان و جوياي تنوع پيدا و ارائه کنيم که مطابق با هنجارها و آموزه هاي ما باشد.
وقتي جريان مد به راه مي افتد گروه كثيري از انسان ها عين هم عمل مي كنند و به عبارتي تنوع عقايد و سليقه ها از بين مي رود. اين كار در اصل يك اهانت محسوب مي شود چرا كه به فرد القا شده كه تو نمي تواني سليقه خودت را اعمال كني و اين ما هستيم كه براي تو و جمع كثيري از افراد همانند خودت تصميم مي گيريم. يك انسان سالم و داراي حيات نمي تواند قبول كند كه ديگران بدون درنظر گرفتن سليقه او سبكي برايش در نظر بگيرند و او بدون چون و چرا آن را بپذيرد! جالب آن است كه خود صاحبان مد مي دانند مد يك انگيزش كوتاه مدت اجتماعي است و به اين دليل به سرعت در تلاشند كه بعد از یک عمر كوتاه يك پديده جديد ديگري را پيشنهاد كنند.
تفكري كه متا ثر از شرايط جنگ رقم خورده و يك زير ساخت فكري، فقهي وفلسفي خاص را بر مي تافت، حال مي بينيد كه پوشش بسيجيهاي زمان جنگ در پوشش افراد حزب اللهي كاملا هويداست.از نوع محاسنشان نوع آرايش موهايشان،نوع لباسي كه مي پوشند. البته ما اخيرا در فرهنگ نيروهاي ارزشي و آزاد انديشان نوعي تلقي هاي جديد كه بسيار متفاوت است از متشرعين سنت گراي گذشته مي بينيم، اين را در اقبال جوانان امروزه به برخي از استادان دانشگاه ها كه ارزشي هستند و بعضي از طلبه ها وروحانيون جوان مي بينيم. ما بايد دست به ابتكار عمل بزنيم.در گويش نوعي مطلب جديد توليد كنيم ودر پوشش الگوي مناسبي ارائه دهيم.
در اين خصوص نياز ضروري احساس مي شود كه نهادها و مراكز زيربط در جامعه تحقيقات و اقدامات شايسته اي مبذول نمايند. مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي شو راي انقلاب فرهنگ عمومي در سال گذشته در خصوص فر هنگ بومي ومساله مد مي فر مايند؛ بنده با مد خيلي موافقم ،جزو آدمهايي هستم كه به مد گرايش دارم اما مدي كه از داخل جوشيده باشد چون مد يعني ابتكار ونو آوري-نه چيزي كه از بيرون بيايد.مد آرايش مو ولباس وحرف زدن ما دائما از بيرون مي آيد.. اين بيان نشاندهنده عمق بيان ايشان به ريزترين وجزئي ترين گزارههاي فرهنگي جامعه مي باشد ولزوم حر كت وجنبش مسئو لان فر هنگي را اعلام مي دارد.شايسته است در اين خصوص با تكيه بر فرهنگ ناب شيعي وگذشته وتمدن درخشان جامعه اسلامي وبا استعانت از ائمه اطهار وپيروي از سيره عملي آن راهنمايان الهي ،ارزشها واصول اخلاقي را سر لوحه حر كت خويش قرار دهيم و در اين ميدان عمل وارد شويم و بنيانهاي جامعه متمدن ومبتني برحكمت ومعرفت پايه ريزي نمائيم.
در اين راستا طرح ارائه لباس ملي مطرح مي شود که مدتي است در حال پيگيري مي باشد و البته مانند پديده هاي ديگر امواج مخالفي را نيز در بر دارد. سايت گويا نيوز در مقاله اي با عنوان "تحولات مدل لباس در ايران و طرح تخيلي و تماميت طلبانه لباس ملي، مجيد محمدي" و درتاريخ 20/7/1383 به بيان ديدگاههاي مخالف خود در اين طرح مي پردازد و آن را اولاً طرحي اجباري مي داند :" حتي اگر حكومتها شايستگي پي گيري طرح لباس ملي و ديگر امور مربوط به زندگي شخصي افراد را داشته باشند، كه ندارند، حكومت موجود ناشايست ترين حكومت براي اين كار است. هر گونه فرهنگ سازي از جمله طراحي هر گونه لباس توسط حكومتي كه هرگونه رسانهء مستقل را سركوب مي كند و صداي غير از خود را خاموش مي سازد جز با هدف گسترش حيطه هاي كنترل اجتماعي انجام نمي گيرد." و در بعد ديگر ارائه اين طرح را با تنوع طلبي مردم در تضاد مي داند و عملاً آن را کاري غير علمي و غير قابل اجرا مي داند.
اما جدا از تبليغاتي که موجهاي مخالف به راه انداخته اند، اين طرح قابل اجراست. نمونه ي آن را در کشورهاي زيادي مي بينيم. همانند چين، ژاپن، کشورهاي عربي مانند عربستان و غيره که لباس رسمي خود را در محافل رسمي مي پوشند و اين پوشش نشانگر هويت شخص مي باشد. اين کار طوري انجام گرفته است که ما مثلا با ديدن يک نوع پوشش خاص از يک فرد مي توانيم تشخيص دهيم که فرد متعلق به کدام کشور است. ما نمي خواهيم مردم در تمامي اماکن فقط يک نوع پوشش را انتخاب کنند، بلکه مي خواهيم اين انتخاب ها گزينشي و هدفمند باشد و جنبه تجمل گرايي و غربگرايي نداشته باشد. ما غنی ترین رنگ های دنیا را در لباس های محلی کشورمان داریم و می توانیم از این رنگ ها استفاه های خوبی کنیم. جوانان طالب نوآوری هستند و اگر به این نیاز آنها پاسخ داده نشود به الگوهای غربی گرایش پیدا می کنند همچنانکه سایر کشورها از موقعیت و نوع پوشش ما سوء استفاده می کنند و ایران را به بازار اهداف خود تبدیل کرده اند.
"طراحی لباس در کشور ما با سردرگمی بزرگی مواجه است در حالی که می توان با حمایت از طراحی لباس متناسب با فرهنگ و خصوصیات بدنی ایرانیان، لباس هایی برازنده و قابل رقابت با لباس های خارجی تولید کرد. طراحان ما برای تولید لباس صرفاً از عکس ها و مدلهای خارجی تقلید کرده ، آنها را با نگرش اسلامی منطبق می کنند و به بازار ارائه می دهند در حالی که این لباس ها نه پوشش اسلامی می باشند و نه مناسب بانوی ایرانی هستند.
طرحی را که طراحان ارئه می دهند باید از نظر اقتصادی و فرهنگی با سلیقه های مختلف جامعه ما تطبیق داشته باشد. برای سلیقه های جوان، میانسال و مسن باید طرح های مختلفی ارائه کرد چون در حال حاضر چنین گزینه هایی در انتخاب پوشاک وجود ندارد و بسیاری اوقات مشاهده می شود که افراد مسن لباس هایی را که مناسب جوانان است می پوشند.
در حال حاضر کسی ایران را به عنوان یک کشور مدساز قبول ندارد و حتی خودمان نیز این باور را نداریم و نخستین گام در این راه درک علایق و خواسته های مردم است. بازار پوشاک و کفش ایران تحت تأثیر کشورهای دیگر چون ترکیه و چین است ودلیل این مسأله نبود طراحی لباس در ایران، مدساز نبودن کشور ما با وجود بیش از 300 نوعی لباسی که در نقاط مختلف کشور وجود دارد و عدم آشنایی به نیازها و خواست مردم در پوشش میل جدیدی را در ایرانانیان بوجود آورده است که به گفته یکی از تولیدکنندگان پوشاک طی 5-4 سال اخیر تحولی را در صنعت پوشاک ، به خصوص پوشاک زنانه، موجب شده و تقلیدات مختلف، به تغییر تحولات پوشاک سایر کشورها مبدل شده است ."
آنچه که واضح است با برخوردهای فیزیکی و بدون کارشناسی با این پدیده و مثلاً با عنوان مبارزه با بد حجابی نمی توان با مد و مدگرایی یا تجمل گرایی مبارزه کرد. این کار تنها اثر مخرب لجبازی و نوعی حکومت ستیزی را به دنبال خود می آورد. برخورد خشونت آمیز، تنها گرایش به مد و تقلید از غرب را از سطح ظاهر جامعه به سطح پنهان وارد می کند که در این صورت دیگر نمی توان با آن مقابله کرد.
لذا با اجراي اين طرح عملاً باید بتوانیم هويت خود را بيشتر بشناسانیم. که عملاً نياز به سياست گذاريهاي طولاني مدتي دارد و در دراز مدت نتايج آن مشخص خواهد شد.
والسلام
منابع:
کتاب افکار عمومي و معيارهاي سنجش آن ، دکتر دادگران، انتشارات مرواريد.
سايت گويا نيوز newa.gooya.com ، دوشنبه 20 مهر 1383
وبلاگ پرشين تاک با عنوان مد، پيشرفت يا تقليد تاریخ بازیابی، 8/10/1383
سايت اينترنتي روزنامه همشهري- www.hamshahri.com ، تاریخ بازیابی، 8/10/1383
سايت stat ، اطلاعات آماري مربوطه
مردم سالاری، نیلوفر هومن ـ۲۰/۴/۱۳۸۳ـصفحه ۱۳
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۷ ساعت توسط محمد جواد رمضانی
|
آراء و انديشه هاي دورکيم در مورد فرهنگ را قرار است بررسي کنيم. اگر توانش را داشتيم نقد کنيم و براي مرحله بعد سراغ مکتب انتقادي فراساختارگرا برويم و انديشمندان مختلف را معرفي و نظريات فرهنگي ايشان را مطرح و باز هم اگر شد نقد کنيم.